عماد الدين حسن بن علي الطبري

274

مناقب الطاهرين ( فارسي )

نورى در مكّه طاهر شد و كوهها و صحراها و بيابانها روشن شد و ملائكهء رحمت فرود آمدند و در شرق تا غرب پرها بگستردند و سراپرده‌ها از نور بزدند چنان كه جملهء اهل مكّه را نور فرا گرفت ؛ به روايت عبد اللّه عبّاس . « 1 » و گويند : چون زنان قريش اجابت خديجه نكردند ، سخت غمگين شد . رسول ( صلعم ) گفت : اندوه مخور ؛ كه زنانى پيش تو آيند كه تا قيامت پيش هيچ زنى نيايند . ده زن از حوراى بهشت فرود آمدند - كه از عطر ايشان اهل مكّه را دماغها بگرفت و جمله را شوقى طاهر شد ؛ كه نور ايشان در باطن مىنمود و از باطن به طاهر - با طشتى و منديلى و ابريقى و فاطمه عليها السّلام را غسل مولود كردند و خشك ساختند بدان منديل كه از بهشت آورده بودند . و ثناى بسيار بگفتند خديجه و فاطمه را و قصد آسمان كردند . و گويند كه : آن زن كه قابله بود ، دو خرقه داشت سفيدتر از شير و بوياتر از مشك بود . يكى در وى پيچيد بعد از آنكه او را به آب كوثر بشست . و دوم را مقنعهء وى كرد . فاطمه ( عليها السلام ) در حال گفت : اشهد ان لا إله الّا اللّه و انّ ابى رسول اللّه و انّ بعلى سيّد الاوصياء و ولدى سادة الاسباط . و نام آن زنان طاهر نمود يك به يك و جمله را سلام و تحيّت بگفت . و حوريان جمله خرّم شدند و بشارت به هم دادند . و نورى در آسمان طاهر شد كه هرگز مثل آن نديده بودند و ملائكه همديگر را بشارت مىدادند . و اين حوريان گفتند : يا خديجة ، خذيها طاهرة مطهّرة زكيّة ميمونة بورك فيها و فى نسلها . خديجه وى را بست خرّم و شادان . يك روزهء فاطمه ( ع ) به نشو و نما يك‌ماههء ديگران بودى ، و يك‌ماههء وى يك سالهء ديگران . « 2 »

--> ( 1 ) - الثاقب فى المناقب / 286 . ( 2 ) - الثاقب فى المناقب / 286 - 287 .